سفارش تبلیغ
صبا

آوای قلبها...

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

همونطور که دیدید تمام بد بختی ها تقریبا از مصر سر چشمه میگیره!!!!!(شوخی بود شیطان براش فرقی نداره همه رو منحرف میکنه...)

پس بیشتر راجع به اون توضیح میدم

البته افسانه ای زیادی وجود داره که هر کدوم یه چیزی میگن کلا همه چیز قاطیه

طبق یکی از افسانه ها گب خدای زمین ونات همسر خدای خورشید(را) عاشق هم میشن وازدواج میکنن و چهار تا بچه به نام های

اسیریس (پسر  osiris)

osiris

ایسیس (دختر isis)

isis


ست (پسر seth)

سمت چپseth

نفتیس (دختر Neftis)

Neftis

به دنیا میارن

ایسیس و اسیریس  و ست ونفتیس با هم از دواج میکننن!!!!(خواهر و برادر با هم اشنا نیست؟خانواده سلطنتی....!!!)

اینم خانواده ی سلطنتی مصر باستان!!!

royal family

اسیریس یه پادشاه خوب بوده وبه مصریا فرهیختگی وکشاورزی ودامپروری اموزش میداده ست که بد جنس وحسود بوده میاد و چون نمیتونسته شخصا اونو بکشه با یه ملکه ای و 72 تا از خدمه ها وایناش فکراشونو رو هم میریزن ویه جعبه ی خیلی زیبا درست میکنن وبعدش یه مهمونی خیلی بزرگ ترتیب میده و دادششو دعوت میکنه و میگه این جعبه مال کسیه که این تو جاش بشه!!!!!

همه میرن اما جا نمیشن چون دقیقا اندازه اسیریس بوده

وقتی اسیروس میره توش فوری درشو میبنده وروشوسرب میریزه

و میندازتش تو نیل ایسیس کلی غصه میخوره ومیره میگرده و با کمک جادو جعبه رو پیدا میکنه و نفتیس که کارای بردارش و به عبارتی همسرشو میبینه از خونه فرار میکنه و به ایسیس پناه میبره و به اون کمک میکنه

بعدش یه روزی ست جعبه ی خیلی قشنگی رو میبینه یادش میوفته که این همون جعبه هست که اسیروس رو انداخته توش

جعبه رو باز میکنه و اسیروس رو 14 تیکه میکنه

باز ایسیس بد بخت میره کلی میگرده و هر تیکه رو پیدا میکنه وبا کمک نفتیس اونا رو مومیایی میکنه وکنار هم میذاره!!!!وبا سحر و جادو بهم وصلشون میکنه و اسیروس دوباره زنده میشه البته یه تیکه ی اسیروس پیدا نمیشه که بدون اون نمیتونستن فرزند دار بشن

وا اون این قسمته

obelisk

تعجب نکنید این خیلی واسشون مقدسه!!!و خیلی جاها هم دیده میشه

اسمش ابلیسکه(obelisk)

و بعد از این ماجرا ایسیس از اسیروس فرزند دار میشه!!!!(خوشم میاد خدا همچین میزنه تو دهنشون که دیگه حرفی برای گفتن نمونه!!!!عیسی پسر مریم)

اسم این فرزند پسر میشه هروس (horus)که بعدا با عمو ودر عین حال(با حفظ سمت!!!!)داییش میجنگه و پیروز میشه و دوباره پادشاهی رو پس میگیره وتو مجلس خدایان هم با طرفداری را تبرئه میشه!!!!البته اون تو این جنگه اسیب میبینه و چشم چپش که نماد ماه بوده کنده میشه و بعد ها با خدای خورشید (را)یکی میشن و نتیجیه اش میشه این

ra eye

تک چشم نورانی که همه جا می بینید ش!!!!!!!!!!!!(کاملا اتفاقی!!!)

اما خدای خورشید یا را کی بوده؟

ادامه دارد

اللهم عجل لولیک الفرج


نوشته شده در پنج شنبه 90/10/29ساعت 6:10 عصر توسط ستایش نظرات ( ) |


Design By : Pichak